آب پاکی!

0
آدمیزاد بالا یا پایین فناپذیری را به آغوش می‌کشد اما آذین‌بندی اصل فنا چیز دیگری است! در حقیقت نعمت لبخند لزوما شیرین نمی‌طلبد چرا که تلخ نیز بعضا لبخند است!
بنده پس از مرگ مهسا امینی با انتشار دست‌نوشته‌ای پیش‌بینی نمودم که این موج گذرا خواهد بود و یک دگرگونی بزرگ بعید است با چند الهه محقق گردد. با گذشت زمان به واسطه نمایش خیره‌کننده برادران دست‌نوشته دیگری مبنی بر اعمال تغییرات و اصلاحات گسترده در نظام جمهوری اسلامی منتشر نمودم و در نهایت تغییر رژیم را قطعی حکاکی فرمودم!
نکته جالب روند چند ماه اخیر بحث خودسرمه‌کشی نظام مقدس بود که به هیچ وجه قابل پیش‌بینی نبود! به عبارت دیگر تقدس و تبرک نمی‌توانست تا این حد آشکار و عیان گردد چرا که پشت سر گذاشتن انبوه رویدادها حداقل پختگی را حکاکی نموده بود در حالی که بلای زوال عقل بار دیگر اثبات نمود که یکی از بدترین مصیبت‌هاست. به عنوان مثال درک تنفس یکباره و بدون دلیل اعتراضات فاقد رهبر دقیقا یک بازی بود بهر کام گرفتن ز تربت تکفیر و در عین حال مروری بود بر خاطرات پیشینیان!
ردپای سرویس ایالات متحده در مسائل گوناگون دنیای امروز به وضوح قابل رویت است در حالی که خودشان نمی‌دانند فلان بردن دکتر نمی‌خواهد!
حیرت‌انگیز است که خواسته قطب عالم مبنی بر اتمام خیمه‌شب‌بازی زنانه و در عین حال مردانه کردن نمایش به وسیله خود جمهوری اسلامی صورت گرفت و این موضوع به هیچ وجه ساده نیست! مواردی همچون تعطیل نمودن مدارس دخترانه، دلار شصت هزار تومانی، خودرو حساب‌های وکالتی و … نمی‌توانند با برچسب دشمن فراموش شوند و مدل پلیس بد و خوب معنا ندارد چرا که چشمک‌زنی آقا پلیس نمی‌تواند هویدا بیلبورد تبلیغاتی گردد!
شاید زننده باشد اما نمایش چند ماه اخیر جمهوری اسلامی توسط تمام سرویس‌ها رصد شد! صرفا توجه به اعتبار سالیان متوالی سرویس حکومت ایران می‌توانست حداقل‌ها را خط‌خطی نماید در حالی که امان از روزگار دانا و توانا!
آب پاکی جریانات اخیر نحوه تعطیل نمودن مدارس دخترانه بود که مذهب کنار، ابوی سکولاریسم را بیدار نمود ز خواب چند صد ساله! دانای کل می‌فرمایند که سنگ عالم آب شد با این حجم از رفاقت چه رسد به مردان خفته در خاک …

گویند ز سرنوشت پیدا و پنهان هیچ ندانی ***** گویم ز آب پاکی وضو ساز تا رفاقت بدانی

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

دیدگاه بسته شده است