سهمیه‌بندی و قصه‌های جهت‌دار

0
بحث سهمیه‌بندی یک رویکرد موثر و کاملا اجرایی می‌باشد. سوالی که جوابش مشخص است چرایی اجرای آن پس از چند موج گرانی و نقدینگی‌سوزی گسترده می‌باشد. آیا سهمیه‌بندی مانع بزرگی بر سر پرواز قیمت خودروهای احمقانه و بی‌کیفیت داخلی بود؟! آیا در کنار سهمیه‌بندی، افزایش قیمت شدید در گروه‌هایی همچون محصولات فولادی و پتروشیمی امکانپذیر نبود؟! آیا سهمیه‌بندی مانعی بر سر کاهش شدید ارزش پول ملی بود؟!
از نظر بنده، شرایط کشور پس از سال‌ها رکود به نقطه مشخصی رسیده است. بحث سهمیه‌بندی صحیح می‌تواند یک گشایش بزرگ در زندگی مردم ایران باشد که متاسفانه پس از نابودی بخشی از جامعه اجرایی خواهد شد.
ایران کشور قدرتمندی می‌باشد اما مردم نجیب و صبوری دارد. قشر ضعیف حق حیات را برای خود نمی‌بیند در حالی که در مسیر رشد و توسعه پایدار، در کمال خونسردی بخشی از جامعه حذف می‌گردد و تا بوده همین بوده است!
یکی از روزنامه‌های کشور که سردبیرش نوشته‌های بنده را سخیف و بی‌مایه خطاب نمودند تیتر زده است که «بازگشت کوپن به اقتصاد ایران» و در عین حال بحث سهمیه‌بندی را زیر سوال برده است. از نظر بنده، سیاست سهمیه‌بندی باید در گروه‌های مختلف کالایی اجرا گردد. بعید می‌دانم که توان اجرایی سهمیه‌بندی خانه مسکونی، اتومبیل و سایر اقلام ضروری زندگی وجود داشته باشد اما اجرای چنین رویکردی می‌تواند یک دستاورد بزرگ برای دولت محسوب گردد.
البته خالی از لطف نیست که به سردبیر روزنامه اصلی حزب اصلاح‌طلبان نیز اشاره نمایم که تقریبا تمام نوشته‌های بنده را مطالعه نمودند و هیچ یک را شایسته چاپ در روزنامه فاخر خود نداسنتند در حالی که یک بچه هم می‌تواند بدیهیات را تشخیص دهد …
اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

یک پاسخ قرار دهید