سمبل‌های تمدن!

0
در آستانه بهار انقلاب می‌توان تقریبا از همه چیز سخن گفت در حالی که برخی نگاره‌ها ساختاری می‌باشند. به عبارت دیگر الگوی برخی ساختارها به گونه‌ای است که پیش‌بینی عاقبتشان امر دشواری نمی‌باشد.
ساختار صدا و سیما جمهوری اسلامی نمونه‌ای از ساختارهای متمایز موجود می‌باشد. به عنوان مثال مجموعه تلویزیونی «با خانمان» در حدود یک ماه است که از شبکه سه سیما پخش شده است در حالی که چنین اثر فاخری در آستانه نزدیک شدن به جشنواره فیلم فجر به پایان رسید تا به صورت هنرمندانه‌ای، اعتراض خود مبنی بر چگونگی اهدا سیمرغ‌های جشنواره فیلم فجر را به گوش جهانیان برساند!
هزینه نمودن میلیاردها تومان پول به منظور ساخت یکی از مزخرف‌ترین و بی‌مایه‌ترین فیلم‌های به ظاهر طنز موضوعی است که در پیش چشم همگان رخ داده است در حالی که آقای علی عسگری می‌توانند در کمال پختگی بار دیگر به تحسین عملکرد دست‌اندرکاران این سریال همچون سایر هنرنمایی‌ها بپردازند! در چنین شرایطی می‌توان نسبت به همه چیز قدردان بود چرا که یک دنیا دستاورد نمی‌تواند نادیده گرفته شود!
در حال حاضر بسیاری از مسائل کشور به سادگی قابل تشخیص می‌باشند اما تغییر خاصی صورت نمی‌گیرد. یک مدیر همانند سرپرستی است که سرنوشت افراد تحت پوشش را ترسیم می‌نماید در حالی که برخی مدیران هنوز نمی‌دانند که برای چه آمده‌اند و با چه دستاوردهایی خواهند رفت. آقای علی عسگری ظاهرا تصور می‌کنند که همه چیز خوب است و خواهد بود اما به هر دلیلی عطر و طعم دست‌پخت ایشان به وضوح مشخص می‌باشد.
هالیوود همچون خورشیدی است که در اغلب موارد قابل تحسین و قابل ستایش نورافشانی می‌کند و در عین حال به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای ایالات متحده به ایفای نقش می‌پردازد. از نظر بنده، فاصله بین هالیوود با سایر رقبایش کماکان قابل اندازه‌گیری نمی‌باشد چرا که چنین ساختار متمایزی توسط افراد باهوش و با سلیقه مدیریت می‌گردد.

نظر شما چیست؟

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

یک پاسخ قرار دهید