نگاره‌های اهورایی

0

حکایت ریگ‌های بیابان همان است که پیوسته بالا و پایین شوند و در نهایت یاد بگیرند که هر نمک‌پاشی لزوما با مزه نیست. در حقیقت نمی‌توان همواره شیشه بود چرا که مشاهده هر چیزی جایز نمی‌باشد.

حکایت ریگ‌های بیابان همان است که پیوسته بالا و پایین شوند و در نهایت یاد بگیرند که هر نمک‌پاشی لزوما با مزه نیست. در حقیقت نمی‌توان همواره شیشه بود چرا که مشاهده هر چیزی جایز نمی‌باشد.

در یک ساختار بهینه می‌توان گام به گام حرکت نمود و در نهایت از تدبیر مبارک لذت برد. به عبارت دیگر می‌توان بسترهای شکوفایی و رفاه را شماره نمود و همه چیز را به مستکبران عالم مرتبط نساخت.

یک کارآفرین نمی‌تواند همواره سخن گفتن را مطلوب ارزیابی نماید در حالی که در یک ساختار بهینه و قابل تحسین می‌تواند مسیر خود را گام به گام ترسیم نماید. یک کارآفرین پس از انتخاب یک یا چند عرصه به منظور فعالیت‌های مورد نظر، به انتخاب نام شرکت و برند می‌پردازد تا پس از شکوفایی استعدادهای حیات‌بخش خود، خواسته یا ناخواسته چرخ‌های توسعه را به حرکت در آورد.

بورس اوراق بهادار تنها به منظور جذب نقدینگی توسط شرکت‌ها و بنگاه‌های مختلف یا اخذ درآمدهای گوناگون به وسیله حکومت و نهادهای نظارتی و ارزیابی ایجاد نشده است بلکه به عنوان بستری به منظور شناسایی و شکوفایی کارآفرینان مورد ارزیابی قرار می‌گیرد در حالی که کماکان همه چیز بازارهای مالی کشور اهورایی می‌باشند.

داستان امروز ایران همان است که بوده است و همان خواهد بود که بوده است چرا که نمی‌توان با عینک شکسته همانند منجمان ماه و ستاره را برانداز نمود. بازاری که نه سر دارد نه ته چگونه می‌تواند همچون عصای موسی دریا را از هم بشکافد. در حقیقت همه چیز خوب است و خواهد بود و هر کس نمی‌خواهد خوش آمده است!

بورس اوراق بهادار تهران در یک نگرش دولتی، خصوصی یا ترکیبی نمی‌تواند همانند مهد کودک اداره گردد و بزرگانش همواره باشند و باشند اما نگاره‌هایش اهورایی و گلبافته‌محور. در حقیقت نمی‌توان همواره به همه چیز لبخند زد و در عین حال از تدبیرهای خود تمجید نمود.

بورس اوراق بهادار تهران و سایر نهادهای مرتبط به منظور فعالیت کارآفرینان می‌توانند همانند غرب وحشی حداقل ملزومات اولیه برای فعالیت کارآفرینان را فراهم نمایند در حالی که ساده‌ترین و بدیهی‌ترین مبانی اقتصاد مورد تاکید قرار نمی‌گیرند.

از نظر بنده، مکتبی که هیچ چیز ندارد همانند طبلی است که تنها صدا دارد. اساسا طرح و پلنی که همه چیزش معلوم است توضیح نمی‌خواهد.

عمر ما گذشت و هیچ نشد ***** تدبیر تو نیز می‌گذرد و هیچ نخواهد شد

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

یک پاسخ قرار دهید