رویکردهای انقلاب‌گونه!

0
گاهی اوقات بهتر است تنها اشکالات بیان شوند چرا که با توجه به برخی ملاحظات نمی‌توان راه حل خاصی ارائه نمود. تفاوت نقد کردن با غر زدن در ارائه راه حل است. زمانی که تنها نقص داستان بیان می‌شود دیگر نباید ادعای نقد نمودن داشت. همانند شکایت از گرما در تابستان!
بنده برای اصلاح موی سر به یکی از فروشگاه‌های ارتش رفته بودم که در کمال تعجب با برخورد جالبی مواجه شدم؛ کارمند محترم علیرغم فقدان مشتری به بنده گفت: “موهای شما چربِ، به خاطر همین اول موهاتو بشور بعد بیا کوتاه کنم!”
بخش جالب داستان اینجا بود که بنده چند بار نزد همکار کارمند محترم موهای خود را کوتاه کرده بودم و چنین حرفی نشنیده بودم.
برخی موضوعات به حدی واضح هستند که دیگر نیازی به بحث کردن پیرامون آن‌ها نیست. فروشگاه ارتش به اندازه‌ای بدون برنامه مدیریت می‌گردد که کارمند بخش فروش آن برایش تفاوتی ندارد که یک مشتری را پاسخگو باشد یا نباشد!
اگر قرار است سیستم منسوخ دولتی کماکان ادامه یابد، حداقل بهتر است تنها گذران وقت در دستور کار قرار نگیرد چرا که در سیستم‌های دولتی هم می‌توان هزینه‌ها را کم و کمتر نمود. در دوره‌ای که نمی‌توان خصوصی‌سازی حقیقی را در دستور کار قرار داد، شاید اصلاح برخی ساختارها ضروری به نظر برسد.
بهتر است رویکرد خصوصی‌سازی مسئول اقتصادی کشور به صورت انقلاب‌گونه نباشد چرا که شیب ملایم پیشرفت نباید تند گردد. در ایران امروز، گسترش و توسعه بازارهای مالی به وسیله دریافت کد بورسی بیشتر و بیشتر به منظور خرید عرضه اولیه سهام شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار تهران یک انقلاب را در خود می‌بیند. در حقیقت همگان باید یاد بگیرند که هر عرضه اولیه‌ای به دلیل تبلور فلسفه اصلی بازار بورس بین چند ده تا چند صد درصد سود خواهد داشت که این موضوع باعث افزایش شدید آمار سهامداران بورس اوراق بهادار شده است!
به یاد دارم آقای احمدی‌نژاد در کمال اعتماد به نفس الگوی حذف یارانه‌ها را به سایر کشورها پیشنهاد می‌دادند. شاید بد نباشد الگوی گسترش و توسعه بورس خود را هم حداقل به کشورهای دوست پیشنهاد دهیم!
بحث واگذاری سهام کنترلی یا مدیریتی شرکت‌ها سال‌هاست که خصوصی‌سازی کشور را به چالش کشیده است اما به راستی همه چیز ما خاص است، بورس ما هم باید خاص باشد؟!
گاهی اوقات نمی‌توان راه حل خاصی ارائه داد اما حداقل بهتر است نواقص متعدد رویکرد فعلی برطرف شوند.
اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

یک پاسخ قرار دهید