هنرنمایی صاحبنظران در بازارهای مالی کشور

0

بازار نقدی و آتی بورس کالا می‌تواند همانند یک اهرم به منظور افزایش نقش‌پذیری کشور در تحولات مختلف مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال طلا می‌تواند به صورت نقدی و آتی در بازار بورس عرضه گردد. به عنوان مثالی دیگر می‌توان الماس را به صورت نقدی و آتی مورد معامله قرار داد. بنابراین بهتر است اصلاحات گسترده‌ای در بازارهای مالی کشور مورد مطالبه قرار گیرند.

بازار نقدی و آتی بورس کالا می‌تواند همانند یک اهرم به منظور افزایش نقش‌پذیری کشور در تحولات مختلف مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال طلا می‌تواند به صورت نقدی و آتی در بازار بورس عرضه گردد. به عنوان مثالی دیگر می‌توان الماس را به صورت نقدی و آتی مورد معامله قرار داد. بنابراین بهتر است اصلاحات گسترده‌ای در بازارهای مالی کشور مورد مطالبه قرار گیرند.

به منظور بررسی عملکرد سازمان بورس در بازار مشتقه بورس کالا که بدون هیچ اغراقی یک بازار کاملا پوچ و توخالی است و عمق هنرنمایی‌ها بسیار بیشتر از بورس اوراق بهادار می‌باشد، می‌توان نحوه مدیریت بازار مذکور را مورد ارزیابی قرار داد. بیان برخی مسائل بدیهی کار خاصی نمی‌باشد. به همین دلیل می‌توان هر چند وقت یکبار تنها قطره‌ای از اقیانوس هنرنمایی‌ها را مورد بررسی قرار داد. روند معاملات 3 نماد زعفران در بورس کالا طی 10 روز گذشته می‌تواند به عنوان یک مثال کامل، ابعاد داستان را روشن نماید.

در حدود 10 روز قبل در تربت جام که یکی از مهمترین مناطق کشت زعفران در سطح کشور می‌باشد، بخش قابل توجهی از زعفران امسال به واسطه سیل و احتمالا تگرگ از بین رفت. بلافاصله پس از این حادثه، نمادهای زعفران در بازار مشتقه صف خرید شدند. قیمت قراردادهای سررسید نگین زعفران دی، سررسید نگین زعفران آبان و سررسید پوشال زعفران آبان به ترتیب در حدود 8500، 7200 و 6500 تومان بود. پس از گذشت نزدیک به 10 روز، قیمت نگین دی به محدوده 10000 تومان رسیده است و نمادهای سررسید نگین آبان و پوشال آبان در دو روز کاری قبل به ترتیب با قیمت‌های 7000 و 7180 تومان بسته شدند. در این مثال می‌توان چند موضوع را مورد بررسی قرار داد که به صورت اجمالی به شرح زیر می‌باشند:

  • اول این که نماد سررسید نگین دی با اختلاف قیمت کاملا دستوری باز شد و پس از صف فروش شدن، در روز کاری بعد به علت سیل تربت جام، صف خرید شد اما با کاهش قیمت سررسید نگین آبان نه تنها کاهش نیافت بلکه با افزایش مواجه شد!
  • دوم این که در زمان بسته شدن نمادهای زعفران آبان، نماد پوشال به صورت مصنوعی با قیمتی بالاتر از نماد نگین بسته شد در حالی که در بازار فیزیکی، همواره قیمت نگین با پوشال زعفران دارای اختلاف فاحش می‌باشد!
  • سوم این که سازمان محترم بورس هر وقت دوست دارد نمادها را می‌بندد و بالعکس و در عین حال در کمال ناباوری با تصمیمات جهت‌دار خود به سادگی همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
  • چهارم این که با بررسی معاملات تنها همین سه نماد زعفران در بورس کالای کشور می‌توان عمق داستان را درک نمود که به عنوان مثال زمانی که نگین دی با افزایش قیمت مواجه می‌شود و در کنار آن نگین آبان به دنبال افزایش می‌باشد، به یکباره صف‌چینی‌های چند هزار قراردادی در محدوده 7000 تومان برای چند روز متوالی و در ساعات مختلف صورت می‌گیرد تا هر کس در جای خود قرار گیرد!

در حقیقت با چند میلیارد تومان پول و کمی فکر می‌توان میلیاردها تومان سودآوری ایجاد نمود. در قرارداد نگین زعفران دی به سادگی می‌توان محاسبه نمود که خرید قراردادی با حباب قیمت فاحش نه تنها با جریمه‌ای همراه نمی‌گردد بلکه با جایزه‌ای در حدود 100 درصد سود همراه می‌گردد. به عنوان مثال خرید 100 قرارداد در محدوده 8300 تومان و فروش آن پس از نزدیک به 10 روز در محدوده 10000 تومان روز جاری، سرمایه 20 میلیون تومانی شخص را بدون هیچگونه خرید جدیدی به بیش از 35 میلیون تومان افزایش داده است!

بهتر است فروش نفت در بورس انرژی نیز مورد بررسی قرار گیرد. خرید و فروش نفت در بورس انرژی بیشتر به بازی در مهد کودک شبیه است چرا که یک میلیون بشکه نفت یا بیشتر چیزی نیست که در جیب جا شود. کشوری می‌تواند به مرکز معاملات انواع و اقسام کالاها تبدیل شود که پیش از آن توانسته باشد توان امنیتی و ارتباطی خود را تثبیت کرده باشد. ایران امروز عموما تحریم است. چگونه می‌تواند میلیون میلیون بشکه نفت را مورد خرید و فروش قرار دهد و در عین حال منتقل نماید؟

آیا تنها دستاورد فروش نفت در بورس انرژی ایران، اشتغالزایی صاحبنظران اقتصادی و مالی در یک کشور فاقد رویکردهای مالی و اقتصادی نمی‌باشد؟ آیا پرداخت بیش از 100 هزار تومان حقوق در ازا هر ساعت کار صاحبنظران در نهادهای حکومتی همانند بانک مرکزی یک امر عادلانه می‌باشد؟

 گاهی اوقات ساده‌ترین مسائل همانند یک بلا همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهند در حالی که انسان‌های خردمند برای هر چیزی غصه نمی‌خورند!

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

یک پاسخ قرار دهید